سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )

94

زبور آل داود ( فارسى )

ابدالى هرات و قندهار سعى و تلاش نمودند ، آنچه رقم فرموده‌اند درست است و باعث الزام و انفعال جماعت قزلباش خواهد بود و تربيت آنها در اين دولت بيش از پيش خواهد شد و باز آنها را مىتوان طلبيد كه در ظلّ چتر ميمون اعلى حاضر گردند . و در باب رسيدن مخلص به خدمت كه حكم شده بود ، در صورتى كه بندگان اقدس در دست افاغنه بىاختيار باشند چه حاصل ؟ باقى منتظر قدوم ميمنت لزوم اقدس مىباشم و به سرداران افغان و اوزبك پيغام دادند كه شاه را به دست ما بدهيد و شما هر كجا كه خواهيد برويد . مكتوب مذكور را به صحابت رافع مراسله ارسال نمودند . بعد از رسيدن به سرداران افغان و اوزبك آنها متقاعد نشده بنابر محاربه گذاشتند و به هيئت اجتماعى سوار شده به عزم يورش به دور قلعه آمدند . آن جناب چون اين حال مشاهده فرمود لشكر را حكم و تحريض در حرب ايشان نمود و از اطراف حكم چريك و ايلجارى [ داده ] از ايلات اطراف و جوانب به قدر ده هزار كس به دفعات به شهر آورد و مجموع سواره و پيادهء جنگى از سابق و لاحق ، در بلدهء طيبهء قم بيست هزار كس مجتمع شدند . بعد از شش روز محاربه ، شبى پنج هزار كس برداشته از راه كوچه باغات شبيخون عظيم به سنگر و بنهء مخالف زده بعد از شبيخون ، آزاد خان افغان با بيست هزار كس دستهء خود از آنها جدا شده عريضهء اخلاص ترجمه و اظهار توسّل به آن جناب و اختلاف ورزيدن از ديگران به صحابت مسرعى روانه نمود . آن جناب ، در جواب سخنان محبت [ گفته ] و او را خاطر جمع و مطمئن ساخته نوشتند كه آن عالىجاه را ، بنابراين كه موافقت با قزلباش و بودن در ايران خواهش مىباشد ، اولى و انسب اين است كه از اين قوم ظالم جدايى اختيار نموده به سمت ساوه و قزوين روانه شويد و در اين باب ، اين بندهء درگاه إله ، مكاتيب و مراسلات به سرداران ايلات آن اضلاع از جماعت قزلباش قلمى خواهد نمود كه در نهايت دوستى و محبت و موافقت با آن عالى جاه رفتار نمايند . در كمال خاطر جمعى ، در آن اماكن چندى باشند تا بعد آنچه صلاح و صواب باشد خواهد شد . چون اين مكتوب به آزاد خان رسيد ، بدون فاصله و تأمل كوچ نموده به سمت ساوه